ای ز رویت هر نظر محو تماشای دگر
در دل هر ذره ای خورشید سیمای دگر
این شعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوب اشاره دارد که هر نگاهی به او، انسان را مجذوب خود میکند. شاعر به توصیف دلربایی و زیبایی او میپردازد و میگوید که هر ذره از طبیعت با شکوه او میدرخشد. همچنین، به یکی از داستانهای معروف در فرهنگ فارسی اشاره میکند که در آن یوسف، به عنوان نمادی از زیبایی، میخواهد به باغ برود و هر شاخه گل نیز تداعیکننده زلیخا، عاشق اوست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای ز رویت هر نظر محو تماشای دگر
در دل هر ذره ای خورشید سیمای دگر
چون رود بیرون ز باغ آن یوسف گل پیرهن
می شود هر شاخ گل دست زلیخای دگر