باز دارم نعل در آتش ز پیکان دگر
می کند در سینه کاوش تیر مژگان دگر
در این اشعار، شاعر از درد و دشواریهای عشق سخن میگوید. او احساس میکند که هر بار با تیر عشق و زیباییها مواجه میشود، زخمهای جدیدی بر دلش ایجاد میشود. او از این وضعیت رنج میبرد و به نوعی در یک چرخه بیپایان از درد و زیبایی گرفتار شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
باز دارم نعل در آتش ز پیکان دگر
می کند در سینه کاوش تیر مژگان دگر
کشته آن دست و بازویم که در میدان عشق
زخم را دل می دهد هر دم ز پیکان دگر