(شکست حال پریشان ما چه فایده دارد؟
خرابی دل ویران ما چه فایده دارد؟)
شاعر در این شعر به ناامیدی و درد دل میپردازد و میپرسد که شکست و حال بد ما چه سودی دارد. او از اشکها و غمها میگوید و تأکید میکند که برای کسی که محبت را در دل خود نمیکارد، درک درد و رنج ما ممکن نیست. در واقع، شاعر به عبث بودن تلاش برای جلب توجه دیگران به دردهای خود اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
(شکست حال پریشان ما چه فایده دارد؟
خرابی دل ویران ما چه فایده دارد؟)
(بگیر دامنش ای اشک (و) چاره سازی (ما) کن
همین گرفتن دامان ما چه فایده دارد؟)
(کسی که تخم محبت به دل نکشته چه داند
که آب دیده گریان ما چه فایده دارد؟)