متفرقات

شمارهٔ ۴۴۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تا صدق طلب خضر من آبله پا بود

هر موجه ای از ریگ روان قبله نما بود

۲

از کشمکش عشق رسیدیم به دولت

این اره به فرق سر ما بال هما بود

۳

سر داد به صحرا دل دیوانه ما را

آن گنج که در گوشه ویرانه ما بود

بازگشت به سروده‌های صائب