لب تشنه تو، سوخته ای نیست نباشد
شاد از تو غم اندوخته ای نیست نباشد
در این اشعار، شاعر به بیان احساسات عمیق خود میپردازد. او میگوید عشق و زیبایی معشوق باعث سوختن دلها شده و هیچ دل شاد و بیغم وجود ندارد. زلف معشوق نیز مانند عزم سفر، برای دلهای گرفتار و مشتاق، یادآور تنهایی و اشتیاق است. در واقع، شاعر از عدم خوشی و شادمانی در دلهای عاشق سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
لب تشنه تو، سوخته ای نیست نباشد
شاد از تو غم اندوخته ای نیست نباشد
اندیشه زلف تو چو عزم سفر هند
در هیچ دل سوخته ای نیست نباشد