خالش بلای جان ز خط مشکبار شد
پرهیز ازان ستاره که دنباله دار شد
این ابیات به حسرت و درد درونی شاعر اشاره دارند. شاعر از خط زیبایی که به دور دهان معشوقهاش است، میگوید و از آن به عنوان یک بلای جان یاد میکند. او همچنین به این نکته اشاره دارد که نباید به ستارهای دنبالهدار نزدیکشود، زیرا این موضوع میتواند بیانصافی باشد. در نهایت، شاعر از تشنگی خود سخن میگوید و بیان میکند که خون او همچون عقیق لب معشوقهاش درخشندگی یافته است. این ابیات احساسات عشق، درد و زیبایی را به تصویر میکشند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خالش بلای جان ز خط مشکبار شد
پرهیز ازان ستاره که دنباله دار شد
انصاف نیست سوختن از تشنگی مرا
کز خون من عقیق لبت آبدار شد