متفرقات

شمارهٔ ۴۲۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از بس ادب که یافت دل ما ادیب شد

بیمار ما ز رنج کشیدن طبیب شد

۲

بی درد و داغ، فکر ترقی نمی کند

دل شد یتیم تا سخن من غریب شد

۳

بعد از هزار شب که شب وصل داد روی

اوقات صرف پاس نگاه رقیب شد

بازگشت به سروده‌های صائب