چه شد دگر که فغان از دلم خروش کشید؟
لباس عافیتم دست غم ز دوش کشید
در این ابیات شاعر از احساسات عمیق و درد دل خود سخن میگوید. او با ناله و فریاد از دلی شکسته صحبت میکند و بیان میکند که لباس آرامش و خوشیاش را غم از او گرفته است. همچنین، او به زیبایی و کمان حسن ماه کنعان اشاره میکند و میگوید که اثر حسنین از زیبایی آن، در دل او نقش بسته است. این اشعار به خوبی بیانگر ترکیبی از عشق و اندوه هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چه شد دگر که فغان از دلم خروش کشید؟
لباس عافیتم دست غم ز دوش کشید
کمان حسن که در بند ماه کنعان بود
خط سیاه تو از گوش تا به گوش کشید