هرگز کسی ز قافله دل نشان ندید
یک آفریده آتش این کاروان ندید
در این اشعار، شاعر به تنهایی و ناامیدی اشاره میکند. او بیان میکند که هیچ کس در سفر دل وجود ندارد که به دیگران کمک کند. همچنین، شخصی که به مانند سرو خوش قامت و با وقار است، حتی در گذر از چمن هم خام و ناپخته باقی مانده است و به سختی میتواند تغییرات فصول (بهار و خزان) را درک کند. در کل، این اشعار به خوابزدگی و عدم توجه به زیباییها و تحولات زندگی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هرگز کسی ز قافله دل نشان ندید
یک آفریده آتش این کاروان ندید
چون سرو، خام آمد و خام از چمن گذشت
نخلی که انقلاب بهار و خزان ندید