(هرگه لبت به خنده تبسم ادا شود
هر عضو من چو برگ گل از هم جدا شود)
در این ابیات شاعر به حالت عشق و دلبستگی خود اشاره میکند. او میگوید هر زمانی که لبان معشوقهاش به خنده بیفتد، اعضای وجودش مانند گل جدا میشوند. او احساس میکند که محبت معشوقش چنان قوی است که حتی اگر تمام استخوانش آهنربا باشد، نمیتواند تیر عشق او را به خود جذب کند و از این احساس ناتوان است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
(هرگه لبت به خنده تبسم ادا شود
هر عضو من چو برگ گل از هم جدا شود)
(پیکان یار را نتواند به خود گرفت
گر استخوان من همه آهن ربا شود)