تیر از فراق شست تو می کرد ناله دوش؟
یا بال عندلیب پر این خدنگ بود
شاعر در این ابیات به احساس درد و فراق اشاره میکند. او از ناله تیر ناران شده از دوری معشوق صحبت میکند و زیبایی و جذابیت معشوق را با تصاویری از گل و طبیعت توصیف میکند. در شب، حس سرخوشی و شوق به اوج میرسد و حالت شادابی را در حالی توصیف میکند که هنوز احساس تنهایی و تشنگیاش باقی است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که تنها در طلب عشق و محبت است و درد فراق را به طور عمیق حس میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تیر از فراق شست تو می کرد ناله دوش؟
یا بال عندلیب پر این خدنگ بود
از آبیاری عرق شرم، روی او
تا آفتاب زرد خزان لاله رنگ بود
امشب که شوخی هوسش آرمیده بود
جان شراب بر لب ساغر رسیده بود
درد طلب بلاست، وگرنه رفیق خضر
لب تشنگی خویش در آیینه دیده بود