متفرقات

شمارهٔ ۳۹۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تیر از فراق شست تو می کرد ناله دوش؟

یا بال عندلیب پر این خدنگ بود

۲

از آبیاری عرق شرم، روی او

تا آفتاب زرد خزان لاله رنگ بود

۳

امشب که شوخی هوسش آرمیده بود

جان شراب بر لب ساغر رسیده بود

۴

درد طلب بلاست، وگرنه رفیق خضر

لب تشنگی خویش در آیینه دیده بود

بازگشت به سروده‌های صائب