تا چند رخ ز باده کسی لاله گون کند؟
تا کی کسی شناه به دریای خون کند؟
این شعر به حالات انسانی و عشق پرداخته و به موضوعاتی چون زیبایی، درد عشق و تلاش برای رهایی اشاره دارد. شاعر با بیان تصاویری از شراب و لاله، به زندگی و تجربیات عاطفی خود میپردازد و نشان میدهد که محبت میتواند هم دلچسب و هم دردآور باشد. او با اشاره به چرخش زمان و تقدیر، به دنبال رهایی از دردها و به دست آوردن شادابی و زیبایی است. در نهایت، شاعر به زندگی و سرنوشت خود مینگرد و که عشق و مبارزه در آن نقش اساسی دارند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا چند رخ ز باده کسی لاله گون کند؟
تا کی کسی شناه به دریای خون کند؟
هر کس ز عشق سایه دستی گرفته است
چون تیشه دست در کمر بیستون کند
روزی که چرخ پنبه گذارد به داغ ما
خورشید سر ز روزن مغرب برون کند
اول شکار لاغر آن صید پیشه ایم
ما را مگر شهید برای شگون کند