دل به خال تو عبث چشم طمع دوخته بود
مشک این نافه سراسر جگر سوخته بود
در این ابیات شاعر به زیبایی و عشق اشاره دارد. او از امیدهای بیهودهاش برای دستیابی به معشوق سخن میگوید و میگوید که دلش به طمع به خال معشوق دوخته شده است. همچنین، او مانند نسیمی در میان چمنها میچرخد و آرزوهایش در دلش جمع شده است، اما به نتیجهای نمیرسد. در کل، این شعر حس تنهایی و ناکامی در عشق را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل به خال تو عبث چشم طمع دوخته بود
مشک این نافه سراسر جگر سوخته بود
چون صبا بیهده بر گرد چمن گردیدم
رزق من غنچه صفت در دلم اندوخته بود