متفرقات

شمارهٔ ۳۸۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

داغ سودای ترا بر دل بی کینه نهند

گوهری را که عزیزست به گنجینه نهند

۲

بی تو جمعی که نظر آب دهند از گلزار

تشنگانند که بر ریگ روان سینه نهند

۳

قسمت مردم هموار نگردد سختی

بالش از موم به زیر سر آیینه نهند

بازگشت به سروده‌های صائب