نی اگر از دل پررخنه صدایی نزند
راه عشاق ترا هیچ نوایی نزند
این شعر درباره عشق و سختیهای آن است. شاعر بیان میکند که اگر نی (نماد دل) از عمق احساساتش صدایی نداشته باشد، عشاق نباید انتظاری از او داشته باشند. او به تشبیه و توصیف سوءتفاهمات و دردهایی که در عشق وجود دارد میپردازد و میگوید که هیچ چیز نمیتواند از عشق و زیبایی آن بکاهد. دل انسان اگرچه طاقت ندارد، اما زیباییهای عشق را نمیتواند فراموش کند. در نهایت، شاعر معتقد است که فراموش کردن حق عشق، بهترین نفرین برای یک عاقل است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نی اگر از دل پررخنه صدایی نزند
راه عشاق ترا هیچ نوایی نزند
می زند مار به هر عضو، ولی نی ماری است
که به غیر از دل آگاه به جایی نزند
خون ما را که دل آهن ازو جوش کند
جوهر تیغ محال است که خس پوش کند
دل بی طاقت ما صبر ندارد، ورنه
حسن از آیینه محال است فراموش کند
هیچ نفرین به ازین نیست که عاقل گردد
هر که حق نمک عشق فراموش کند