متفرقات

شمارهٔ ۳۷۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نی اگر از دل پررخنه صدایی نزند

راه عشاق ترا هیچ نوایی نزند

۲

می زند مار به هر عضو، ولی نی ماری است

که به غیر از دل آگاه به جایی نزند

۳

خون ما را که دل آهن ازو جوش کند

جوهر تیغ محال است که خس پوش کند

۴

دل بی طاقت ما صبر ندارد، ورنه

حسن از آیینه محال است فراموش کند

۵

هیچ نفرین به ازین نیست که عاقل گردد

هر که حق نمک عشق فراموش کند

بازگشت به سروده‌های صائب