آب بر آتش هر بی سر و پا افشاند
چون رسد نوبت ما، دست به ما افشاند
شاعر در این شعر به احساسات عمیق خود اشاره میکند. او میگوید که آب بر آتش هر چیز بیمعنی و بیسر و پا میریزد و زمانی که نوبت او برسد، حتی دستش نیز به آن آتش میافشاند. او به زیبایی یک معشوق اشاره میکند و میگوید که چشمش به نکهت پیراهن او افتاده است. در واقع، شاعر احساساتی عاشقانه و شکننده را بیان میکند که مانند آتش در دل او شعلهور است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آب بر آتش هر بی سر و پا افشاند
چون رسد نوبت ما، دست به ما افشاند
من که بر نکهت پیراهن او دارم چشم
آب بر آتش من باد صبا افشاند