دلاوران که صف کارزار می شکنند
به خون گرم من اول خمار می شکنند
این شعر درباره دلاورانی است که در میدان جنگ با شجاعت و قدرت میجنگند. شاعر به نوعی به خمار شدن و دلسپردن به لذتها اشاره میکند و بیان میکند که عشق و محبت، به ویژه از طریق لبان معشوق، میتواند انسان را مست کند. همچنین به نوعی به زهد و پرهیزکاری اشاره کرده و میگوید که در این میدان، نیازی به می و بزم نیست و این دلاوران با خون همدیگر نیز خمار میشوند. این شعر به زیبایی تضاد بین عشق، جنگ و لذت را نمایش میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دلاوران که صف کارزار می شکنند
به خون گرم من اول خمار می شکنند
هنوز ساقی محجوب ما نمی داند
که دلبران ز لب خود خمار می شکنند
چه حاجت است به می بزم زهدکیشان را؟
به خون یکدگر اینجا خمار می شکنند