رخ تو روی نگاه از پری بگرداند
عنان دل ز بت آزری بگرداند
در این شعر، گوینده از جذابیت و زیبایی معشوق سخن میگوید که توجه او را از دیگران به خود جلب کرده است. او احساس میکند که مانند آفتاب در دل دیگران میدرخشد و عشقش باعث غم و پریشانی او شده است. همچنین اشاره میکند که او فقط یک صید معمولی نیست که به سادگی تحت تأثیر قرار گیرد، بلکه وجودش مانند گوهریست که در درون خود از زیبایی و جاذبه برخوردار است. به طور کلی، شعر بیانگر احساسی عمیق و عشق پرشور است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رخ تو روی نگاه از پری بگرداند
عنان دل ز بت آزری بگرداند
چو آفتاب، مرا چند دربدر غم عشق
به زیر خیمه نیلوفری بگرداند؟
علاقه هاست به من دام را، نه آن صیدم
که گرد خویش مرا سرسری بگرداند
چو آفتاب ز سیمای گوهرم پیداست
که آب در نظر جوهری بگرداند