کجا به سیر چمن با رخ گشاده نشد
که گل ز شاخ به تعظیم او پیاده نشد
در این شعر، شاعر به زیبایی و دلربایی گلها و چمنها اشاره میکند و از این میگوید که جایی دیده نشده که زیبایی و شکوه طبیعی به تماشای او بیاید. همچنین با تشبیه به ناخنهای الماس، از تلاشهای بیثمر خود برای تغییر وضعیت و گشایش در امور زندگی سخن میگوید و نهایتاً ناامیدی از بیتغییری در زندگیاش را بیان میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کجا به سیر چمن با رخ گشاده نشد
که گل ز شاخ به تعظیم او پیاده نشد
هزار ناخن الماس ریشه کرد و هنوز
ز زلف طالع ما یک گره گشاده نشد