متفرقات

شمارهٔ ۳۶۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مس وجود مرا درد کیمیا باشد

طلای بی غش من درد بی دوا باشد

۲

حصار عافیت من شده است درویشی

دعای جوشن من نقش بوریا باشد

۳

ز آشنایی مردم، گزیده هر کس شد

کناره گیرد ازان سگ که آشنا باشد

بازگشت به سروده‌های صائب