ز سرنوشت قضا احتراز نتوان کرد
گره به ناخن از ابروی باز نتوان کرد
این اشعار دربارهٔ تقدیر و سرنوشت صحبت میکنند. شاعر بیان میکند که انسان نمیتواند از سرنوشت خود فرار کند و اگر دل در جای مناسب نباشد، عبادت و نماز واقعی ممکن نیست. همچنین اشاره میکند که اگر مکان عبادت به دور از ریا باشد، بهتر است که در دامن مستان نماز خوانده شود تا خلوص نیت حفظ شود. به طور کلی، این اشعار بر اهمیت خلوص نیت و احساس واقعی در اعمال دینی تاکید دارند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز سرنوشت قضا احتراز نتوان کرد
گره به ناخن از ابروی باز نتوان کرد
مرا ز عالم تکلیف عشق بیرون برد
چو دل به جای نباشد نماز نتوان کرد
اگر ز لوث ریا سجده گاه باید پاک
به غیر دامن مستان نماز نتوان کرد