شراب روز دل لاله را سیه دارد
چه حاجت است به شاهد سخن چو ته دارد
این اشعار به نقد بیعدالتی و ظاهرسازی در جامعه میپردازد. شاعر به صراحت میگوید که شراب و لذتهای دنیوی نمیتوانند جایگزین حقیقت و راستگویی شوند. همچنین بر این نکته تأکید میکند که شاه باید بر اساس داد و عدل باشد و نه بر اساس ظاهر و نمادها. در نهایت، شاعر به این مسئله اشاره میکند که افرادی که در گناه و خجالت هستند، نمیتوانند حقیقت را ببینند و از آن بهرهمند شوند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شراب روز دل لاله را سیه دارد
چه حاجت است به شاهد سخن چو ته دارد
به داد و عدل بود خسروی، نه طبل و کلاه
وگرنه شاهین، هم طبل و هم کله دارد
برآورد ز گریبان رستگاری سر
کسی که سر به ته از خجلت گنه دارد