متفرقات

شمارهٔ ۳۴۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خون به جوشم ز خط غالیه‌گون می‌آید

این بهاری است کز او بوی جنون می‌آید

۲

عشق را خلوت خاصی است که از مشتاقان

هرکه از خویش برون رفت درون می‌آید

۳

به تماشای تو ای سرو خرامان ز چمن

گل نفس سوخته چون لاله برون می‌آید

بازگشت به سروده‌های صائب