متفرقات

شمارهٔ ۳۳۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سخنی کز دهن تنگ تو برمی‌آید

راز غیب است که از پرده به در می‌آید

۲

از گلستان در و دیوار و ز آیینه قفاست

آنچه از حسن تو ما را به نظر می‌آید

۳

آمد کار من و رشته تسبیح یکی است

که ز صد رهگذرم سنگ به سر می‌آید

بازگشت به سروده‌های صائب