متفرقات

شمارهٔ ۳۰۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز سبزی گر برون گردون مینارنگ می آید

مرا آیینه دل هم برون از زنگ می آید

۲

ز بس رگ بر تنم گردیده خشک از ناتوانی ها

به گوشم از خراش سینه بانگ چنگ می آید

۳

نباشد بیش ازین صائب عیار پستی طالع

که تیر من به سنگ از چرخ مینا رنگ می آید

بازگشت به سروده‌های صائب