گرفتار محبت دوست از دشمن نمیداند
ز راحت دشمنیها گلخن از گلشن نمیداند
در این ابیات شاعر از احساسات عاشقانه خود سخن میگوید و بیان میکند که به خاطر محبت و علاقهای که به دوست دارد، هیچ آگاهی از دشمنیها و مشکلات ندارد. او میگوید که تنها چشم او میتواند زیباییها و جذابیتهای خوبان را ببیند و هیچ کس نمیتواند بهتر از او این چشمهی عشق و زیبایی را درک کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گرفتار محبت دوست از دشمن نمیداند
ز راحت دشمنیها گلخن از گلشن نمیداند
به ریزش میتوان تسخیر خوبان کرد، چشم من!
کسی این چشمه را بهتر ز چشم من نمیداند