متفرقات

شمارهٔ ۲۹۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گل از شرم رخ او خون به روی خویشتن مالد

زبان لاف را بر خاک، شمع انجمن مالد

۲

نیاید از لطافت در نظر آن پیکر سیمین

مگر آن سرو سیم اندام صندل بر بدن مالد

۳

به تهمت خوار گرداندن عزیزان را به آن ماند

که پیه گرگ، یوسف را کسی بر پیرهن مالد

بازگشت به سروده‌های صائب