صفای عارضش ته جرعه بر مهتاب می ریزد
لبش بیهوشدارو در شراب ناب می ریزد
در این ابیات، شاعر به زیبایی چهره محبوبش اشاره میکند که تأثیری شگفتانگیز بر شب و مهتاب دارد. لبهای او مانند دارویی مدهوشکنندهاند و در شراب ناب میریزند. همچنین شاعر از تضاد میان شادی بلبلان و غم شبنم در گوش گلها سخن میگوید که نشاندهندهی دشمنی یا غم عمیق میان زیباییهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صفای عارضش ته جرعه بر مهتاب می ریزد
لبش بیهوشدارو در شراب ناب می ریزد
نمی دانم چه خصمی با نوای بلبلان دارد
که شبنم هر سحر در گوش گل سیماب می ریزد