نشد قسمت که چندان چشم شوخ او به ما سازد
که مرغ زیرکی منقار با آب آشنا سازد
در این ابیات شاعر به ناکامی در ارتباط با محبوب اشاره میکند. او میگوید که نگاه شوخ محبوب نمیتواند او را به خود جلب کند و مانند مرغی که با آب آشنا میشود، او نیز نمیتواند به زیباییهای درونش پی ببرد. همچنین، اشاره میکند که زیبایی واقعی محبوب تنها زمانی نمایان میشود که محبت و نزدیکی حقیقی بین آنها برقرار شود. در واقع، شاعر به غفلت از جذابیتهای ظاهری و نیاز به عمق در روابط اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نشد قسمت که چندان چشم شوخ او به ما سازد
که مرغ زیرکی منقار با آب آشنا سازد
نگاه آن که بر آیینه روی تو می غلطد
دمش آیینه آب گهر را بی صفا سازد
رخ مقصود از آیینه وقتی جلوه گر گردد
که مالش استخوان پیکرت را رونما سازد