ز شور بلبلان گل از هوای خود نمی افتد
ز آه صبح، خورشید از هوای خود نمی افتد
در این شعر، شاعر به زیبایی و عشق اشاره میکند و به نوعی از احساسات عمیق و ریشهدار در دل انسانها سخن میگوید. بلبلان و گلها به شور و حال خود ادامه میدهند و خورشید با صبح، از عشق و زیباییاش دور نمیشود. همچنین، معشوق شاعر نیز به رغم جذابیتهای خود در شبها، به دور خود نمیچرخد و نتوانسته به عشق عاشق وفادار بماند. به طور کلی، شاعر احساس میکند که زیبایی و عشق هرگز از حقیقت خود دور نمیشوند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز شور بلبلان گل از هوای خود نمی افتد
ز آه صبح، خورشید از هوای خود نمی افتد
غرور حسن دارد غافل از خط لاله رویان را
نظر طاوس را از پر به پای خود نمی افتد
چرا معشوق عاشق پیشه من در دل شبها
به گرد خود نمی گردد، به پای خود نمی افتد