متفرقات

شمارهٔ ۲۵۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چشم من دایم سپند آتش رخساره بود

چون شرر تا چشم وا کردم دلم آواره بود

۲

عشق آن روزی که صحرای عدم را رنگ ریخت

گردبادش روح گردآلود این آواره بود

بازگشت به سروده‌های صائب