یاد ایامی که رویش را بهار شرم بود
با حیا هنگامه نظاره او گرم بود
این شعر به یادآوری ایام گذشته میپردازد که زیبایی و شرم معشوق در آن زمان نمایش داده میشود. ارتباط آن با دشت و آواز زلیخا نشاندهنده جذابیت و شوقی است که در آن لحظات وجود داشت. تصویری از زیبایی و حال و هوای عاشقانهای که در آن زمان برقرار بود، در این ابیات به خوبی منتقل شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یاد ایامی که رویش را بهار شرم بود
با حیا هنگامه نظاره او گرم بود
یک ته پیراهن آمد تا به کنعان باد مصر
بس که روی دشت از آواز زلیخا گرم بود