یکه تازان جنون چون روی در هامون کنند
خاکها در کاسه بی ظرفی مجنون کنند
در این شعر، شاعر به مضامین عشق و جنون پرداخته است. او به تنهایی و احساس سرگشتگی اشاره میکند که در اثر عشق به محبوبش ایجاد شده است. مضمونهای مختلفی همچون زیبایی و عشق در دل طبیعت به تصویر کشیده شده و به ارتباط عمیق بین انسان و عناصر طبیعی اشاره شده است. همچنین، شاعر از شور و شوق عاشقانه و تاثیر آن بر احساسات و ظواهر زندگی میگوید. به طور کلی، این اشعار نشاندهنده تأثیرات عشق و زیبایی بر روح و جسم انسان است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یکه تازان جنون چون روی در هامون کنند
خاکها در کاسه بی ظرفی مجنون کنند
بلبلان سوگند بر سی پاره گل خورده اند
کز گلستان شبنم گستاخ را بیرون کنند!
حیرتی دارم که چون در روزگار زلف او
رسم گردیده است مردم شکوه از گردون کنند
سرخ رویی لازم دیبای شرم افتاده است
زین سبب پیراهن فانوس را گلگون کنند