کسی چون چشم ازان رخسار آتشناک برگیرد؟
که انگشت از اشارت کردنش چون شمع درگیرد
این متن شعری است که به عشق و جذابیتِ آن اشاره دارد. شاعر از کسی صحبت میکند که نمیتواند از زیبایی و دلربایی چهرهای دلبر چشم بردارد. همچنین به قدرت عشق که میتواند افراد را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را به زانو درآورد، اشاره میشود. عقل و منطق در برابر عشق ناتوان است و این عشق میتواند احساسات را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. شاعر همچنین به زندگی تجرد اشاره میکند و اینکه چگونه این حالت بر او تأثیر میگذارد و او را دچار اضطراب میکند. به طور کلی، متن تأکید بر قدرت و جذابیت عشق و دشواریهای ناشی از آن دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کسی چون چشم ازان رخسار آتشناک برگیرد؟
که انگشت از اشارت کردنش چون شمع درگیرد
توان کردن به وحشت سرکشان را زیردست خود
که کوه قاف را عنقا ز عزلت زیر پر گیرد
عقل کوته بین جدل با عشق سرکش می کند
بوریا چین جبین در کار آتش می کند
از گریبان تجرد سر برون آورده ام
بوی پیراهن دماغم را مشوش می کند