مگر شمشیر او امروز آب تازه ای دارد؟
که در هر بخیه زخمم زیر لب خمیازه ای دارد
شاعر در این شعر به توصیف زخمهای عاطفیاش و تأثیر عشق بر روح و جسم میپردازد. او از شمشیر عشق سخن میگوید که زخمهایش به تازگی و عمق احساساتش اشاره دارد. در میان عاشقان، این درد و ناله به نوعی مشترک است و تمایز خاصی در آنها وجود دارد. در فضایی به نام بستانسرا، شاعر به این شیوه ادامه زندگی اشاره میکند که حتی با دست تهی، همچنان آغوش به روی عشق و زیبایی باز است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مگر شمشیر او امروز آب تازه ای دارد؟
که در هر بخیه زخمم زیر لب خمیازه ای دارد
نشانی هاست غیر از ناله درد عشقبازان را
میان عاشقان بلبل همین آوازه ای دارد
درین بستانسرا این شیوه سروم خوش افتاده
که با دست تهی پیوسته روی تازه ای دارد