خوشا دردی که مهرم از لب خاموش بردارد
خوشا جوشی که از سر دیگ را سرپوش بردارد
این شعر به بیان احساساتی عمیق و آرزوهای شاعر میپردازد. شاعر آرزو دارد که درد و آرزوهایش از دلش برداشته شود و این تغییر حسی با لبانی خاموش و آرامش میسر گردد. او همچنین به شادی و سروری که در میخانهاست اشاره میکند و بر این باور است که با نوشیدن می، بار سنگینی از دوش او برداشته میشود. در انتها، شاعر به کمکهای مطرب (موسیقیدان) اشاره میکند که میتواند در مواقع دشوار، به او آرامش و نجات دهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خوشا دردی که مهرم از لب خاموش بردارد
خوشا جوشی که از سر دیگ را سرپوش بردارد
درین میخانه از خاکی نهادان چون سبوی می
که بار دوش می گردد که بار از دوش بردارد؟
دم مشکل گشایی هست با مطرب که گر خواهد
سبک چون پنبه سنگینی مرا از گوش بردارد