ز آب تیغ او هر بیجگر سربرنمی آرد
ز سر تا نگذرد غواص، گوهر برنمی آرد
این شعر به مضامین عمیق فلسفی و معنوی پرداخته و به ارزشهای زندگی، شناخت و قیامت اشاره میکند. شاعر به بیفایده بودن زندگی صرفاً جسمی و لحظهای اشاره میکند و تأکید میکند که به دست آوردن معانی عمیق و جاودانه از زندگی بسیار مهمتر است. او همچنین به ترسیم تصویر قیامت و روز حساب میپردازد و میگوید که آن روز، حقیقتها را نمایان خواهد کرد، و اشاره میکند که لازمهی این شناخت، بینش درست و دوری از غفلت است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز آب تیغ او هر بیجگر سربرنمی آرد
ز سر تا نگذرد غواص، گوهر برنمی آرد
مگردان صرف در تن پروری عمر گرامی را
که عیسی را به گردون از زمین خر برنمی آرد
ترا چشم قیامت بین ندارد روشنی، ورنه
کدامین صبح سر از جیب محشر برنمی آرد؟