دل عاشق به جنت قانع از دلبر نمی گردد
تسلی تشنه دیدار از کوثر نمی گردد
در این ابیات شاعر به عشق و دلباختگی اشاره دارد. نخستین بیت بیان میکند که دل عاشق به بهشت نیز قانع نمیشود و تنها با دیدار معشوق آرامش مییابد. در دومین بیت، شاعر به اهمیت نگاهداشتن به نیازهای زیر دستان اشاره میکند و میگوید که مانند گوهر از رشته خود جدا نمیشود. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که اگرچه زمین خشک است، اما دلهای پاک و سبکروح در دریا غرق نمیشوند. به طور کلی، این اشعار به عمق احساسات عاشقانه و حساسیت به نیازهای دیگران پرداخته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل عاشق به جنت قانع از دلبر نمی گردد
تسلی تشنه دیدار از کوثر نمی گردد
نیم غافل ز پاس زیردستان در زبردستی
چو گوهر رشته از پهلوی من لاغر نمی گردد
گرانجان در زمین خشک گردد غرق چون قارون
کف پای سبکروحان ز دریا تر نمی گردد