کدامین سینه مجروح مهمان تو می گردد؟
که شور حشر بر گرد نمکدان تو می گردد
این شعر درباره عشق و داغ جدایی است. شاعر میپرسد که کدام دل عاشق میتواند از درد دوری محبوبش بیخبر باشد و چه کسی میتواند به بهشت فکر کند در حالی که داغ هجران او را میسوزاند. محبوب به قدری تاثیرگذار است که حتی کعبه را هم تحت تاثیر شوخی خود قرار میدهد و ویرانی عاشقان را در دامن خود میافکند. خیال دیدار او همواره در دلها میچرخد و منجر به حسرت میشود. در نهایت، شاعر میگوید که در عشق بعد از درگیری و رنجش باید نسبت به طرف مقابل خاموشی نداشت، زیرا هر شکایت و کینهای سبب پیچیدگی در دل میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کدامین سینه مجروح مهمان تو می گردد؟
که شور حشر بر گرد نمکدان تو می گردد
نیندیشد ز دوزخ هر که دارد داغ هجرانت
نپردازد به جنت هر که حیران تو می گردد
تو کز شوخی بنای کعبه را زیر و زبر کردی
کجا ویرانی ما گرد دامان تو می گردد؟
خیال روی او تا در کدامین سینه می گردد
که آب حسرتی در دیده آیینه می گردد
طریق دوستداری نیست خاموشی پس از رنجش
شکایت چون گره گردید در دل، کینه می گردد