فتنه و آشوب از هرسو به من رو کردهاند
تا دگر چشمان پرکارش چه جادو کردهاند
این اشعار بیانگر تجربهای عمیق از فتنه و آشوب هستند که به شاعر فشار میآورد. شاعر به تأثیر قدرتمند چشمان معشوق خود اشاره میکند و میگوید که این چشمان او را دچار حالتی از مستی کردهاند که هرگز تجربه نکرده بود. در نهایت، این احساس را ناشی از جادو یا دارویی میداند که در چشمان معشوق نهفته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فتنه و آشوب از هرسو به من رو کردهاند
تا دگر چشمان پرکارش چه جادو کردهاند
چشم آهوچشم من هرگز به این مستی نبود
گوییا در سرمهاش بیهوش دارو کردهاند