متفرقات

شمارهٔ ۲۱۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

رفت ایام جوانی، شوق در جانم نماند

هایهوی عندلیبان در گلستانم نماند

۲

از پشیمانی سخن در عهد پیری می زنم

لب به دندان می گزم اکنون که دندانم نماند

بازگشت به سروده‌های صائب