هیچ کس بی گوشمال روزگار آدم نشد
غوطه تا در خون نزد شمشیر صاحب دم نشد
این شعر به این نکته اشاره دارد که هیچ انسانی بدون مواجهه با مشکلات و سختیهای زندگی به کمال نمیرسد. هر کسی برای رسیدن به موفقیت و رشد شخصی باید از تجارب تلخ و چالشها عبور کند. همچنین، در این شعر به اهمیت یادگیری و تأثیر معلم بر شاگرد اشاره شده و بیان میکند که هیچ فتحی ارزشمندتر از تعلمی نیست که از شکست بدست میآید. در نهایت، بروز یتیمی و فقدان نیز نشانهای از انسانی با ارزش است و نمیتوان خوب بودن را صرفاً از ظاهر قضاوت کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هیچ کس بی گوشمال روزگار آدم نشد
غوطه تا در خون نزد شمشیر صاحب دم نشد
نیست گوهر را به از گرد یتیمی کسوتی
از غبار خط صفای چهره او کم نشد
از شکست خویش بالاتر نباشد هیچ فتح
نیست استاد آن که از شاگرد خود ملزم نشد