داستان عمر طی شد حرف او آخر نشد
برگریزان زبان شد، گفتگو آخر نشد
این شعر به توصیف زندگی و پایانی ناپذیر آن میپردازد. شاعر اشاره میکند که با وجود گذر عمر، داستان زندگی همچنان ادامه دارد و به پایان نمیرسد. همچنین، زلف بیپایان معشوق تشبیه شده است به پیچیدگیها و زیباییهایی که هرگز کامل نمیشود. به طور کلی، شعر بر جاودانگی و همیشگی بودن زندگی و عشق تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
داستان عمر طی شد حرف او آخر نشد
برگریزان زبان شد، گفتگو آخر نشد
شد به هم پیچیده طومار حیات جاودان
داستان زلف بی پایان او آخر نشد