هر قدر نقاش نقش او به دقت میکشد
چون نظر بر رویش اندازد خجالت میکشد
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یک فرد اشاره میکند که هرچقدر هم که نقاش تلاش کند تا تصویر او را به دقت بکشد، وقتی که خود او را میبیند، خجالت میکشد. همچنین، شاعر به مفهوم سیر و سفر روحی اشاره میکند که در نهایت به وحدت و یکپارچگی میرسد. او همچنین به این نکته میپردازد که اگر آبروی گناهی در دیوان عفو وجود داشته باشد، گناهکار از گناه ناکردهاش بیشتر خجالت میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر قدر نقاش نقش او به دقت میکشد
چون نظر بر رویش اندازد خجالت میکشد
شعله جواله یک نقطه است چون ساکن شود
سیر و دور سالکان آخر به وحدت میکشد
آبروی جرم اگر این است، در دیوان عفو
عاصی از ناکرده بیش از کرده خجلت میکشد