متفرقات

شمارهٔ ۱۹۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از فضولی چشم بستم خار و گل همرنگ شد

گوش را کردم گران، هر نغمه سیرآهنگ شد

۲

چون صدف هر قطره آبی که در کامم چکید

از هوای خاطر افسرده من سنگ شد

بازگشت به سروده‌های صائب