از خموشی هرکه سر در جیب فکرت میبرد
در سخن از دیگران گوی سعادت میبرد
این شعر به بررسی تأثیر سکوت و تفکر در زندگی انسانها میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که خموشی و تفکر عمیق، میتواند انسان را به درک بهتری از خود و دیگران برساند. همچنین، او به زیبایی و روشنی صحبت کردن اشاره میکند و نشان میدهد که سکوت میتواند گاهی به هدر رفتن احساسات و آرزوها منجر شود. در نهایت، شاعر به تلخی حسرت و ناامیدی در میان مردگان اشاره میکند و میگوید که کلمات قوی میتوانند احساسات را روشن کنند، اما سکوت نیز میتواند بار سنگینی به همراه داشته باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از خموشی هرکه سر در جیب فکرت میبرد
در سخن از دیگران گوی سعادت میبرد
آنچنان کز پنبه میسازند پاک آیینه را
خامشی از سینه من گرد کلفت میبرد
مصرع برجسته در هنگامه دلمردگان
چون چراغ روز بر پروانه حسرت میبرد