در گلشن وجود ره بوالفضول نیست
برگ خزان رسیده او بی اصول نیست
در گلشن وجود، راهی برای فضولی وجود ندارد و برگ خزان بیدلیل نیست. عشق، که از دل خالی از آرزویم برمیخیزد، داغ و سوزان است و مانند مهمانهای بیمورد، کریم و سخی نیست که خون بگیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در گلشن وجود ره بوالفضول نیست
برگ خزان رسیده او بی اصول نیست
داغ است عشق از دل بی آرزوی من
خون می خورد کریم چو مهمان فضول نیست