متفرقات

شمارهٔ ۱۶۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

زلفت که همچو شام غریبان گرفته است

صبح نشاط در ته دامان گرفته است

۲

از دست رستخیز حوادث کجا رویم؟

ما را میان بادیه باران گرفته است

۳

(این سهو بین که دیده حق ناشناس من

روی ترا برابر قرآن گرفته است)

۴

از ابر نوبهار چمن جان گرفته است

گلزار رنگ چهره مستان گرفته است

۵

از بس که نوبهار به تعجیل می رود

شاخ از شکوفه دست به دندان گرفته است

بازگشت به سروده‌های صائب