هستی نماند و در سر پوچ آرزو بجاست
می شد تمام و نکهت او در کدو بجاست
این اشعار به مفهوم بیثمری زندگی و آرزوهای پوچ اشاره دارد. شاعر به ما میگوید که هستی و زندگی واقعی نیستند و آرزوها تنها در خیال باقی میمانند. همچنین اشاره میکند که تلاش برای کسب دنیا و استفاده از آن غالباً بیفایده است، چون آنچه که به دست میآید در نهایت به خزانه آرزوها تعلق دارد و نمیتواند کاملاً برآورده کننده نیازهای واقعی انسان باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هستی نماند و در سر پوچ آرزو بجاست
می شد تمام و نکهت او در کدو بجاست
دخل جهان سفله نگردد به خرج کم
چندان که می برند به خاک آرزو بجاست