خیال طره او در دل خراب گذشت
چه موج بود که مستانه بر حباب گذشت
در این شعر، شاعر از خیالی صحبت میکند که به دلش آمده و او را به یاد لحظاتی از عشق و زیبایی میاندازد. او از حبابی که همچون موجی مستانه بر روی آب میگذرد، یاد میکند و احساسات خود را با آن مقایسه میکند. همچنین، شاعر به یک نفس سوزان اشاره میکند که در صبح بیدارکننده است و نشاندهنده گذر زمان و زودگذری عمرش است. در کل، شعر به زیباییهای گذرا و حسرتهای ناشی از گذر عمر پرداخته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خیال طره او در دل خراب گذشت
چه موج بود که مستانه بر حباب گذشت
کجایی ای نفس عقده سوز باد سحر
که عمر غنچه ما در ته نقاب گذشت